ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا؛ معرفی و مقایسه با طلای فیزیکی

۲۱ شهریور ۱۴۰۵
مقایسه طلای فیزیکی با طلای دیجیتال

ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا توکن‌هایی هستند که هر واحدشان به مقدار مشخصی طلای فیزیکی نگهداری‌شده در خزانه گره خورده است. برخلاف بیت‌کوین که ارزشش از عرضه و تقاضای خودِ شبکه تعیین می‌گردد، قیمت این توکن‌ها از نرخ جهانی طلا مشتق می‌شود و بلاکچین تنها لایه‌ی ثبت و انتقال مالکیت را بر عهده دارد.

در ادامه مکانیزم پشتوانه، دو نمونه‌ی شناخته‌شده و مقایسه‌ی این دارایی با طلای فیزیکی بررسی می‌شود.

تقاضا برای این دسته از دارایی‌ها در دو سال گذشته رشد محسوسی داشته است. داده‌های جستجو نشان می‌دهد عبارت «خرید طلای دیجیتال» در همین بازه چند برابر شده و توجه کاربران فارسی‌زبان به این حوزه بالا رفته.

ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا چه هستند؟

این دسته از توکن‌ها در ادبیات مالی با عنوان دارایی‌های توکنیزه‌شده شناخته می‌شوند. ساختارشان ساده است: نهادی مقدار مشخصی طلا را در خزانه نگه می‌دارد و به‌ازای آن توکن صادر می‌کند.

هر توکن یک ادعای مالکیت بر مقدار معینی فلز محسوب می‌گردد. در نمونه‌های اصلی این بازار، هر واحد معادل یک انس تروا طلای استاندارد در نظر گرفته شده است.

تمایز کلیدی اینجاست که ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا ابزار دنبال‌کننده‌ی قیمت به شمار نمی‌روند. قرارداد آتی یا ابزار مشتقه‌ای که صرفاً بازدهی طلا را بازتاب می‌دهد، در این تعریف نمی‌گنجد، زیرا پشت آن فلزی اختصاص داده نشده است.

همین ویژگی، پرسش ارزیابی را هم مشخص می‌سازد. کسی که به دنبال بهترین ارز دیجیتال با پشتوانه طلا می‌گردد، در عمل باید نه صرفاً حجم معاملات یا سابقه‌ی قیمتی توکن، بلکه کیفیت پشتوانه و شرایط بازخرید را بسنجد.

مکانیزم پشتوانه در ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا

این بخش نقطه‌ای است که بیشترین سوءبرداشت درباره‌ی آن وجود دارد.

صدور و امحای توکن در برابر ذخیره‌ی فیزیکی

توکن طلا معمولاً بر پایه‌ی استانداردهایی مانند ERC-20 پیاده‌سازی می‌شود. تفاوت بنیادی‌اش با یک توکن معمولی در این است که صدور و امحای آن به رویداد فیزیکی در خزانه گره خورده باشد.

چرخه به این ترتیب عمل می‌کند: شمش استاندارد به خزانه تحویل داده می‌شود، قرارداد هوشمند به اندازه‌ی معادل آن توکن صادر می‌کند (mint)، و هنگام بازخرید توکن سوزانده می‌گردد (burn) تا شمش از خزانه آزاد شود.

تقسیم‌پذیری نیز از همین معماری برمی‌آید. توکن با دقت اعشاری بالا تعریف می‌شود، بنابراین کاربر می‌تواند کسری بسیار کوچک از یک انس را نگه دارد یا منتقل کند.

نکته‌ی مهم آنکه این تناظر یک‌به‌یک به‌صورت خودکار برقرار نمی‌شود. قرارداد هوشمند به‌تنهایی از وضعیت خزانه بی‌خبر است و داده‌ی موجودی باید از بیرون به آن تغذیه گردد. کیفیت همین پل میان دنیای فیزیکی و زنجیره، میزان اعتماد به کل سامانه را تعیین می‌کند.

اثبات ذخایر در ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا

ثبت توکن روی بلاکچین به‌تنهایی چیزی درباره‌ی وجود طلای فیزیکی اثبات نمی‌کند. بلاکچین تنها انتقال توکن را شفاف می‌سازد و ارتباط توکن با فلز، یک ادعای خارج از زنجیره باقی می‌ماند.

دو رویکرد برای پر کردن این شکاف به کار می‌رود.

رویکرد نخست، گزارش تأیید دوره‌ای یا Attestation نام دارد. در این روش یک مؤسسه‌ی حسابرسی مستقل بررسی می‌کند که موجودی خزانه با عرضه‌ی توکن مطابقت داشته باشد و گزارش منتشر می‌سازد. فاصله‌ی زمانی میان گزارش‌ها، محدودیت اصلی این رویکرد به شمار می‌آید.

رویکرد دوم، اثبات ذخایر روی زنجیره یا Proof of Reserves است. در این حالت داده‌ی خزانه از طریق یک فید به قرارداد هوشمند تغذیه می‌گردد و تأیید رمزنگاری‌شده و قابل بررسی ارائه می‌دهد. مزیتش این است که به‌جای یک فایل دوره‌ای، بررسی پیوسته و ماشین‌خوان فراهم شود.

دو مدل متفاوت طلای دیجیتال؛ توکن زنجیره‌ای و سکوی داخلی

اصطلاح طلای دیجیتال دو مدل کاملاً متفاوت را پوشش می‌دهد و تفکیکشان برای ارزیابی ضرورت دارد.

مدل نخست، توکن روی بلاکچین عمومی است. مالکیت روی زنجیره ثبت می‌گردد و کاربر می‌تواند توکن را به کیف پول شخصی منتقل کند و کلید خصوصی‌اش را خودش نگه دارد. در عوض، مسئولیت نگهداری کلید نیز بر عهده‌ی او قرار می‌گیرد.

مدل دوم، سکوی معاملاتی داخلی است. مالکیت نه روی زنجیره، بلکه در پایگاه داده‌ی خودِ پلتفرم ثبت می‌شود و پشتوانه‌ی فیزیکی در خزانه نگهداری می‌گردد. اعتماد در این مدل نه بر رمزنگاری، که بر چارچوب نظارتی استوار است.

در ایران، مدل دوم رایج‌تر شناخته می‌شود. برای نمونه زرپین به‌عنوان سایت خرید و فروش طلای آبشده از همین الگو پیروی می‌کند و معاملات را با عیار ۷۵۰ و کارمزد نیم درصدی انجام می‌دهد. مزیت عملی این مدل، امکان تبدیل موجودی به شمش و تحویل فیزیکی است؛ یعنی ادعای مالکیت در نهایت به فلز واقعی ختم می‌شود.

مقایسه طلای فیزیکی با طلای دیجیتال

از آبان ۱۴۰۴ نیز فعالیت این سکوها ذیل مصوبه‌ی هیأت وزیران درباره‌ی معاملات برخط طلا و نقره قرار گرفته است. همین چارچوب، الزام عیار ۷۵۰ و ممنوعیت فروش بیش از موجودی خزانه را برای سکوهای داخلی مقرر می‌دارد.

تفاوت این دو مدل در شفافیت نیز خود را نشان می‌دهد. در مدل زنجیره‌ای، کاربر می‌تواند موجودی و انتقال‌ها را مستقیم روی بلاکچین بررسی کند. در مدل سکویی، این نقش را چارچوب نظارتی و گزارش‌های خودِ پلتفرم بر عهده می‌گیرند.

معرفی مهم‌ترین ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا

دو توکن شناخته‌شده‌ی این حوزه در ظاهر مشابه به نظر می‌رسند، اما در ساختار حقوقی و مسیر بازخرید تفاوت‌های مهمی دارند.

ویژگی PAX Gold (PAXG) Tether Gold (XAUT)
صادرکننده Paxos Trust Company TG Commodities
نظارت NYDFS بدون نهاد ناظر معادل
پشتوانه‌ی هر توکن یک انس تروا شمش London Good Delivery یک انس تروا شمش London Good Delivery
محل خزانه لندن سوئیس
شبکه ERC-20 ERC-20 و TRC-20
ابزار شفافیت جستجوی شماره سریال شمش فهرست نگاشت توکن به شمش
گزارش ذخیره تأیید مستقل توسط مؤسسه‌ی Withum گزارش صادرکننده
بازخرید فیزیکی یک شمش کامل (حدود ۴۰۰ انس) در مضارب ۴۳۰ توکن

دو نکته در جدول نمی‌گنجد اما اهمیت عملی دارد.

مقایسه طلای فیزیکی با طلای دیجیتال

نخست آنکه بازخرید فیزیکی برای کاربر خرد عملاً در دسترس نیست. حداقل مقدار بازخرید در هر دو مورد بالاست و مسیر خروج واقعی برای اکثر دارندگان، فروش در بازار ثانویه باقی می‌ماند.

دوم آنکه صادرکننده‌ی XAUT اعلام کرده تعهدی به بازخرید توکن ندارد. این تفاوت در ساختار حقوقی، هنگام ارزیابی ریسک طرف مقابل اهمیت پیدا می‌کند.

مقایسه ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا با طلای فیزیکی

معیار ارز دیجیتال با پشتوانه طلا طلای فیزیکی
محل ثبت مالکیت بلاکچین یا پایگاه داده تصرف مستقیم
نگهداری بر عهده‌ی متولی خزانه بر عهده‌ی مالک
تقسیم‌پذیری بسیار بالا محدود به وزن قطعه
انتقال برخط و سریع نیازمند جابه‌جایی فیزیکی
ریسک سرقت نزدیک به صفر وجود دارد
ریسک صادرکننده وجود دارد ندارد
دسترسی از ایران محدود کامل

جمع‌بندی این جدول نشان می‌دهد که توکن طلا ریسک نگهداری فیزیکی را حذف می‌کند و در عوض ریسک طرف مقابل را جایگزین آن می‌سازد. هیچ‌کدام از دو گزینه در همه‌ی معیارها برتری ندارند.

برای مخاطبی که با اصطلاح ارز دیجیتال طلا آشناست، یک تفکیک دیگر هم اهمیت دارد. توکن طلا دارایی مستقلی محسوب نمی‌شود و صرفاً نماینده‌ی مقدار مشخصی فلز در خزانه به شمار می‌رود. همین ویژگی، رفتار قیمتی آن را از رمزارزهای رایج متمایز می‌سازد.

مقایسه طلای فیزیکی با طلای دیجیتال

نکته‌ی مشترک هر دو مسیر این است که قیمتشان از نرخ جهانی طلا تبعیت می‌کند. بنابراین پیگیری قیمت لحظه ای طلا برای هر دو گروه دارندگان کاربرد یکسانی دارد و ابزار ارزیابی مشترکی فراهم می‌سازد.

تفاوت ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا و رمزارزهای معمولی

هر توکن طلا از نظر فنی یک دارایی رمزنگاری‌شده محسوب می‌شود، اما رفتار اقتصادی متفاوتی از خود نشان می‌دهد.

منشا ارزش برون‌زا قرار دارد. ارزش بیت‌کوین نه از دارایی بیرونی، بلکه از عرضه و تقاضای خود شبکه تعیین می‌گردد. در مقابل، قیمت توکن طلا از نرخ جهانی فلز مشتق می‌شود.

سیاست پولی مستقل وجود ندارد. عرضه‌ی بیت‌کوین با الگوریتم مشخص می‌شود. در مقابل، عرضه‌ی توکن طلا تابعی از مقدار فلز موجود در خزانه باقی می‌ماند. نه استخراجی در کار است و نه برنامه‌ی عرضه‌ی از پیش تعیین‌شده‌ای وجود دارد.

با استیبل‌کوین نیز یکسان نیست. هر دو دارایی با پشتوانه‌اند، اما استیبل‌کوین به ارز فیات و توکن طلا به کالا متصل می‌گردد. نتیجه آنکه استیبل‌کوین ثبات قیمتی هدف‌گذاری‌شده دارد. توکن طلا اما با نوسان بازار فلز حرکت می‌کند.

ریسک‌های ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا

تصویر کامل بدون این بخش ناقص باقی می‌ماند.

ریسک صادرکننده حذف نمی‌شود. بلاکچین ثبت مالکیت را شفاف می‌سازد، اما اگر متولی خزانه به تعهدش عمل نکند، توکن ارزش پشتوانه‌ای خود را از دست می‌دهد. فناوری این ریسک را کاهش نمی‌دهد.

کارمزدها انباشته می‌شوند. کارمزد صدور، بازخرید، انتقال روی زنجیره و اسپرد صرافی روی هم می‌نشینند و بازدهی خالص را کم می‌کنند. در نگهداری کوتاه‌مدت، مجموع این اقلام بخش قابل توجهی از سود احتمالی را می‌بلعد.

دسترسی از ایران محدود باقی مانده است. خرید مستقیم از صادرکننده نیازمند احراز هویت بین‌المللی است و مسیرهای غیرمستقیم ریسک خاص خود را به همراه دارند.

نوسان قیمت طلا پابرجاست. دیجیتالی شدن نه ریسک بازار، بلکه تنها لایه‌ی نگهداری را تغییر می‌دهد. توکن طلا دقیقاً به اندازه‌ی طلای فیزیکی نوسان دارد.

جمع‌بندی

ارزهای دیجیتال با پشتوانه طلا لایه‌ی نگهداری و انتقال طلا را بازطراحی کرده‌اند، اما منشا ارزش را دست‌نخورده باقی گذاشته‌اند. تقسیم‌پذیری بالا و انتقال برخط، مزیت‌های واقعی این ابزار به شمار می‌روند.

پرسش تعیین‌کننده در ارزیابی هر نمونه یکی است: پشتوانه کجا نگهداری می‌شود و چه کسی وجودش را تأیید می‌کند. فناوری زیربنایی پاسخ به این پرسش را آسان‌تر می‌سازد، ولی جای آن را نمی‌گیرد.

برای کاربر ایرانی، مدل سکویی داخلی به‌دلیل دسترسی ساده‌تر و امکان تحویل فیزیکی، عملی‌تر از توکن‌های جهانی ارزیابی می‌شود. انتخاب میان این دو نه به فناوری، بلکه به اولویت کاربر میان دسترسی و شفافیت زنجیره‌ای بستگی دارد.

برای این مطلب رای ثبت نشده
اولین رای دهنده باش!
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
رای شما ثبت شد!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.
ثبت نظر
مهدی عباس زاده
چندین سال است در دنیای تکنولوژی و ارزدیجیتال می‌نویسم و تحولات این حوزه را از نزدیک دنبال می‌کنم. به باور من، آینده مالی جهان بر پایه ارزدیجیتال و بلاک‌چین شکل خواهد گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *