اشتباهات ۲۰۲۵ و درسهایی که معاملهگران باید در سال ۲۰۲۶ جدی بگیرند

سال ۲۰۲۵ در تاریخ بازار ارزدیجیتال بهعنوان نقطهای مهم ثبت شد. در این سال معاملات فیوچرز دیگر فقط یک ریسک احتمالی نبود. این معاملات به یک مشکل واقعی و قابل اندازهگیری تبدیل شد. تا پایان سال بیش از ۱۵۴ میلیارد دلار لیکوئید اجباری در بازارهای فیوچرز دائمی رخ داد. این آمار بر اساس دادههای تجمیعی پلتفرم Coinglass منتشر شد. اگر این عدد را بهصورت روزانه نگاه کنیم بهطور میانگین هر روز بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار سرمایه از دست رفت.
اتفاقی که در صرافیهای متمرکز و غیر متمرکز رخ داد یک ریزش ناگهانی و یکباره نبود. بازار بهتدریج و در طول چند ماه دچار ضعف شد. این ضعف به شکل یک فروپاشی آرام و ساختاری خودش را نشان داد و در نهایت به ضررهای سنگین و گسترده منجر شد.
چرا فیوچرز دائمی در سال ۲۰۲۵ به ماشین لیکوئید تبدیل شد؟
گزارش سالانه بازار مشتقات ارزدیجیتال در سال ۲۰۲۵ نشان داد مجموع لیکوئیدها به ۱۵۴.۶۴ میلیارد دلار رسید. این عدد بالاترین میزان لیکوئید ثبتشده در تاریخ این بازار بود و یک رکورد تاریخی محسوب شد.
با این حال دلیل این ضررهای بزرگ موضوع جدید یا غیرمنتظرهای نبود. در طول سال میزان اهرمهای معاملاتی بهتدریج بزرگتر شد و نرخهای فاندینگ بارها نشانههای هشدار را نشان داد. در همین زمان سازوکارهای مدیریت ریسک صرافیها در شرایط فشار بازار نتوانستند درست عمل کنند.
بیشترین فشار و ضرر به معاملهگران خرد وارد شد. این گروه با امید به سودهای چندبرابری و استفاده از اهرم بالا وارد معاملات فیوچرز شدند و در زمان برگشت بازار بیشترین آسیب را دیدند.
نقطه شکست اصلی بازار در روزهای ۱۰ و ۱۱ اکتبر شکل گرفت. در این دو روز و فقط در یک بازه ۲۴ ساعته بیش از ۱۹ میلیارد دلار از موقعیتهای معاملاتی لیکوئید شد. این رویداد بزرگترین موج لیکوئید در تاریخ بازار ارزدیجیتال بود.
برآوردها نشان داد حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد این لیکوئیدها مربوط به موقعیتهای لانگ بود. تماسهای پشت سر هم مارجین باعث شد سفارشهای فروش بهصورت زنجیرهای وارد بازار شود. در نتیجه دفتر سفارشها و حتی صندوقهای بیمه صرافیها هم تحت فشار شدید قرار گرفت و کارایی خود را از دست داد.
با بررسی دادههای آنچین بازار مشتقات و تحلیل نظر معاملهگران در شبکه اجتماعی ایکس سه اشتباه اصلی مشخص شد. این سه اشتباه نقش مستقیم در شدت ضررهای سال ۲۰۲۵ داشت و هر کدام میتواند برای معاملهگران سال ۲۰۲۶ یک درس مهم و جدی باشد.
اشتباه اول: استفاده بیش از حد از اهرمهای سنگین
اهرم مهمترین عامل بحران لیکوئید در سال ۲۰۲۵ بود. بازار فیوچرز برای این طراحی شده است که معاملهگر با سرمایه کمتر بتواند معامله بزرگتری انجام دهد. اما در سال ۲۰۲۵ میزان استفاده از اهرم از حد منطقی عبور کرد و به عاملی برای بیثباتی بازار تبدیل شد.
دادههای پلتفرم CryptoQuant نشان داد نسبت تخمینی اهرم بیت کوین در اوایل ماه اکتبر به بالاترین سطح تاریخی خود رسید. این اتفاق فقط چند روز قبل از ریزش شدید بازار رخ داد و یک هشدار جدی بود که بسیاری از معاملهگران آن را نادیده گرفتند.
در همان مقطع حجم قراردادهای باز فیوچرز از ۲۲۰ میلیارد دلار عبور کرد. این عدد نشان میداد بخش بزرگی از بازار با سرمایه قرضگرفته شده در حال معامله است و کوچکترین نوسان میتواند اثر بزرگی ایجاد کند.
در بسیاری از صرافیهای متمرکز اهرم معاملات بیت کوین و اتریوم به بالای ۱۰ برابر رسید. در این میان بخشی از معاملهگران خرد با اهرمهای بسیار بالا مانند ۵۰ یا حتی ۱۰۰ برابر وارد معامله شدند. این سطح از اهرم ریسک از دست رفتن کل سرمایه را بهشدت افزایش میداد.
بر اساس دادههای اواخر سال ۲۰۲۵ نسبت موقعیتهای لانگ و شورت تقریبا برابر بود. اما این تعادل ظاهری نشانه سلامت بازار نبود. با یک حرکت ناگهانی قیمت میزان لیکوئیدهای ۲۴ ساعته نزدیک به ۹۸ درصد افزایش یافت و فقط در یک جلسه به حدود ۲۳۰ میلیون دلار رسید.
متعادل بودن تعداد لانگ و شورت به این معنا نبود که بازار در وضعیت امن قرار دارد. هر دو سمت بازار بیش از حد با اهرم بالا باز شده بود و توان تحمل نوسان را نداشت.
در ریزش اکتبر ابتدا موقعیتهای لانگ بهصورت زنجیرهای بسته شد. فروشهای اجباری قیمت را پایینتر آورد و همین افت قیمت باعث شد لایههای بعدی اهرم هم یکی پس از دیگری لیکوئید شود.
در بازار فیوچرز وقتی اهرم زیاد باشد حتی نوسانهای کوچک هم میتواند مرگبار باشد. در چنین شرایطی نقدشوندگی دقیقا در زمانی از بین میرود که معاملهگران بیشترین نیاز را به آن دارند.
برخی تحلیلگران معتقد بودند اگر سرمایهای که در این لیکوئیدها از بین رفت در بازار اسپات باقی میماند ارزش کل بازار ارزدیجیتال میتوانست به محدوده ۵ تا ۶ تریلیون دلار برسد. اما موجهای پیاپی لیکوئید باعث شد روندهای صعودی بارها متوقف شود و بازار نتواند رشد پایداری را تجربه کند.
اشتباه دوم: نادیده گرفتن نقش نرخ فاندینگ
نرخ فاندینگ در سال ۲۰۲۵ یکی از ابزارهایی بود که بسیاری از معاملهگران در بازار فیوچرز درک درستی از آن نداشتند. این نرخ برای این هدف طراحی شده است که قیمت قراردادهای فیوچرز دائمی به قیمت بازار اسپات نزدیک بماند و تعادل بین خریداران و فروشندگان حفظ شود.
وقتی نرخ فاندینگ مثبت میشود معاملهگران لانگ باید به معاملهگران شورت پرداخت انجام دهند. این حالت نشان میدهد فشار خرید در بازار زیاد شده است و تعداد موقعیتهای لانگ بیش از حد بالا رفته است.
وقتی نرخ فاندینگ منفی میشود معاملهگران شورت به معاملهگران لانگ پرداخت میکنند. این وضعیت شلوغ شدن سمت فروش را نشان میدهد و بیان میکند فشار فروش در بازار افزایش پیدا کرده است.
در معاملات فیوچرز دائمی تاریخ انقضا وجود ندارد. به همین دلیل نرخ فاندینگ تنها ابزار اصلی برای تخلیه فشار بازار و ایجاد تعادل بین لانگ و شورت محسوب میشود.
در سال ۲۰۲۵ بسیاری از معاملهگران این سیگنال مهم را جدی نگرفتند. در دورههای صعودی طولانی نرخ فاندینگ بیت کوین و اتریوم بهصورت مداوم مثبت بود. این وضعیت بهتدریج و بدون اینکه معاملهگران متوجه شوند باعث کاهش سرمایه موقعیتهای لانگ شد. بسیاری از افراد این شرایط را نشانه قدرت روند صعودی میدانستند نه یک هشدار.
دادهها نشان داد حجم معاملات فیوچرز دائمی در صرافیهای غیر متمرکز به بیش از ۱.۲ تریلیون دلار در ماه رسید. این عدد رشد شدید استفاده از اهرم را نشان میداد و بیانگر شلوغی بیش از حد این بازار بود.
دیوید یانگ مدیر تحقیقات سرمایهگذاری شرکت Coinbase اعلام کرد:
پلتفرم Hyperliquid سهم بزرگی از این حجم معاملات را در اختیار داشت. با این حال بیشتر معاملهگران خرد حتی در زمان رسیدن فاندینگ به سطوح افراطی هم موقعیتهای خود را اصلاح نکردند.
در مقاطعی که نرخ فاندینگ منفی شد بازار وارد فاز بسیار حساسی شد. در گذشته چنین شرایطی اغلب قبل از جهشهای شدید قیمت دیده میشد. در سال ۲۰۲۵ نیز همین الگو تکرار شد و معاملهگرانی که روی ادامه ریزش حساب کرده بودند با جهشهای ناگهانی قیمت و فشار شورت اسکوئیز آسیب جدی دیدند.
در همین زمان بازارهای وامدهی دیفای هم تحت فشار قرار گرفت. پلتفرمهایی مانند Aave و Compound با افزایش شدید نرخ استفاده مواجه شدند. هزینه وام گرفتن بالا رفت و فشار مالی بیشتری به معاملهگران وارد شد.
در نهایت بسیاری از استراتژیهایی که در ظاهر کمریسک بودند به دو شکل به معاملهگران ضرر زدند. از یک سو هزینه فاندینگ باعث کاهش سرمایه شد و از سوی دیگر افزایش هزینه وامگیری باعث شد سرمایه بهصورت آرام اما پیوسته از حسابها کم شود.
اشتباه سوم: اعتماد بیش از حد به ADL و نداشتن حد ضرر
ADL یا کاهش خودکار اهرم آخرین شوک بزرگ سال ۲۰۲۵ بود. بسیاری از معاملهگران تا زمانی که با ضرر مستقیم در حساب خود روبهرو نشدند درک روشنی از نحوه عملکرد این سازوکار نداشتند.
ADL زمانی فعال میشود که صندوق بیمه صرافی دیگر توان پوشش ضررها را نداشته باشد. در این شرایط صرافی برای حفظ بقای خود بهصورت اجباری موقعیت معاملهگرانی را که در سود هستند میبندد. هدف این کار جبران ضررهای باقیمانده و جلوگیری از ورشکستگی پلتفرم است نه حمایت از معاملهگران.
در ریزش شدید ماه اکتبر صندوقهای بیمه چند صرافی نتوانستند ضررها را پوشش دهند. به همین دلیل سازوکار ADL به شکل گسترده فعال شد. در این شرایط حتی بعضی از موقعیتهای شورت که در سود بودند به اجبار بسته شدند و بیشترین فشار به معاملهگرانی وارد شد که با روش هج معامله میکردند زیرا توازن حساب آنها از بین رفت.
نیک پوکرین مدیرعامل Coin Bureau توضیح داد:
ممکن است ابتدا موقعیت شورت یک معاملهگر بهزور بسته شود و بلافاصله بعد از آن موقعیت لانگ او لیکوئید شود. این وضعیت بدترین سناریوی ممکن برای یک معاملهگر محسوب میشود.
مشکل اصلی ADL این است که فقط یک بازار را بررسی میکند و به کل پرتفوی معاملهگر توجهی ندارد. ممکن است یک معاملهگر در یک موقعیت سودده باشد اما در کل حساب خود بهطور کامل هج شده باشد. ADL این موضوع را در نظر نمیگیرد. در نتیجه هج شکسته میشود و حساب معاملهگر در معرض ریسک خالص قرار میگیرد.
برای معاملهگران خرد یک نکته در سال ۲۰۲۵ کاملا روشن شد. ADL یک ابزار حمایتی برای معاملهگر نیست. این سازوکار برای حفظ بقای صرافی طراحی شده است. اگر معاملهگر حد ضرر دستی نداشته باشد حتی با مدیریت اهرم مناسب هم ممکن است در شرایط بحرانی کل حساب خود را از دست بدهد.
درسهای مهم برای سال ۲۰۲۶
بازار مشتقات ارزدیجیتال در سال ۲۰۲۶ نیز نقش مهمی در ساختار کلی بازار خواهد داشت. معاملات فیوچرز همچنان نقدشوندگی بالا و استفاده بهتر از سرمایه را برای معاملهگران فراهم میکند. اما رویدادهای سال ۲۰۲۵ یک نکته اساسی را بهطور واضح نشان داد که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
- استفاده از اهرمهای بالا باعث میشود نوسانهای عادی بازار به از دست رفتن کامل حساب معاملاتی منجر شود. در این وضعیت حتی تغییرات کوچک قیمت هم میتواند زیانهای بسیار بزرگی ایجاد کند.
- نرخ فاندینگ معمولاً قبل از حرکت قیمت نشان میدهد که یک سمت بازار بیش از حد شلوغ شده است. این نرخ یک هشدار زودهنگام است که میتواند نبود تعادل بین موقعیتهای لانگ و شورت را مشخص کند اما بسیاری از معاملهگران به آن توجه نمیکنند.
- سوم اینکه سازوکارهای مدیریت ریسک صرافیها برای حفظ پایداری پلتفرم طراحی شدهاند نه برای حمایت از معاملهگر. ابزارهایی مانند ADL در زمان بحران اولویت را به بقای صرافی میدهند و نه منافع فردی کاربران.
ضرر بیش از ۱۵۴ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۲۵ ثبت شد نتیجه یک اتفاق تصادفی نبود. این عدد نشان داد که نادیده گرفتن واقعیتهای بازار چه هزینهای دارد. تکرار شدن چنین ضرری در سال ۲۰۲۶ به این بستگی دارد که معاملهگران از این تجربهها درس بگیرند و روش کار خود را تغییر دهند یا دوباره همان مسیر اشتباه را ادامه دهند.



