پرایس اکشن چیست؟ + مهمترین استراتژی های معاملاتی پرایس اکشن

پرایس اکشن (Price Action) یا رفتار قیمت یکی از اصلی ­ترین معیار­های تحلیل تکنیکال می­باشد. به عبارت دیگر، تحلیل رفتار قیمت مبنای تمام روش­های تحلیل تکنیکال در بازار­های مالی از جمله بازار ارزهای دیجیتال است. توجه به میزان تمایل خرید یا فروش توسط معامله­کنندگان بازار همواره یکی از مهم­ترین المان­های تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در هر بازاری است. حال اگر بتوان این تمایلات را با اشکال مختلف معناداری به نمایش گذاشت، می­توان با صرف وقت کمتری به تجزیه و تحلیل بازار پرداخت. برای درک بهتر این مفهوم بسیار مهم با ما همراه باشید.

پرایس اکشن چیست؟

آنچه که در مورد تمام نمودارهای قیمتی صدق می­کند، این است که قیمت رفتار گذشته خود را تکرار می­کند. فلسفه اصلی رفتار قیمت نیز همین نکته است. به بیان ساده­ تر، با شناخت الگوهای پرتکرار کندل­ها، می­توان بر اساس رفتار قیمت وارد معاملات در بازارهای مالی شد.

رفتار قیمت یکی از کامل­ترین و همچنین مهم­ترین روش­های تحلیل تکنیکال می­باشد که بسیاری از اندیکاتورها و اوسیلاتورها بر اساس آن توسعه داده شده­اند. فراگیری رفتار قیمتی نیازمند شناخت نمودار کندلی و نیز آشنایی با ساختار کندل­ها می­باشد.

همچنین در تشخیص روندهای بازار و نیز حرکت کردن با این روندها می­توان از الگوهای متنوع کندلی در پرایس اکشن استفاده کرد. تحلیل رفتار قیمت که سابقه بسیار طولانی در تحلیل­های مالی دارد می­تواند یکی از کاربرد­ی­ترین روش­های معاملاتی در بازار ارزهای دیجیتال باشد.

معرفی بازار رنج و بازار روند دار

یکی از المان­های مهم در زمینه تحلیل بازارهای مالی، توجه به میزان عرضه و تقاضا می­باشد. اگر میزان تقاضا بیشتر از عرضه باشد، بازار دارای روند صعودی می­باشد. همچنین بالاتر بودن میزان عرضه، موجب شروع یک روند نزولی قیمتی در بازار می­شود.

در تشخیص روند و بررسی میزان عرضه و تقاضا در بازار ارزهای دیجیتال به داده­ های درون شبکه ­ای توجه می­ شود. ورود تتر به صرافی­ه ا به دلیل تمایل خرید از سوی سرمایه­گذاران، به معنی افزایش تقاضا می­باشد.

در تشخیص روند نزولی نیز می­توان با بررسی این المان­ها تصمیمات سرمایه گذاری را اعمال کرد. به عنوان مثال، ورود مقدار زیادی بیت کوین به صرافی­های ارز دیجیتال به معنی تمایل سرمایه گذاران به فروش این ارز دیجیتال می­باشد و شروع یک روند نزولی را به دلیل ایجاد عرضه نشان می­دهد. حال اگر داده­های درون شبکه­ای، از لحاظ میزان عرضه و تقاضا نسبتاً باهم برابر باشند، بازار بدون روند است که به آن حالت رنج یا خنثی گفته می­شود.

در تحلیل دیگر بازار خنثی، می­توان گفت که قیمت در حال بازیابی انرژی خود برای حرکت­های بعدی است. به بیان دیگر، بازار بدون روند یا خنثی معمولاً پس از پایان یک روند نزولی و یا صعودی شکل می­گیرد. هرچه حالت خنثی در بازار مدت زمان بیشتری طول بکشد، قدرت روندهای بعدی احتمالاً بیشتر خواهد بود.

علاوه بر بررسی داده­ های درون شبکه، تحلیل پرایس اکشن نیز می­تواند تصویر مناسبی از میزان تمایل به خرید یا فروش در بازار ارائه دهد. همچنین اندیکاتورهایی مانند ایچیموکو نیز در تأیید روند دار بودن بازار می­تواند مورداستفاده قرار بگیرد.

به‌طورکلی تشخیص روند بازار یکی از مهم­ترین موضوعات تأثیرگذار در تصمیمات سرمایه­ گذاری است که توجه به آن می­تواند حتی موجب خرید یا فروش به موقع در بازار گردد. در تحلیل و بررسی و همچنین تشخیص روند بازار در تحلیل پرایس اکشن، از نمودار کندل استیک استفاده می­شود که در ادامه با آن آشنا می­شویم.

نمودار کندل استیک چیست؟

در حدود سال 1600 میلادی، کشاورزان ژاپنی برای بررسی قیمت برنج نموداری ابداع کردند که بعدها و در سال 1900 در غرب توسعه داده شد و الگوهای کندلی به وجود آمدند. نمودار شمعی ژاپنی یا همان کندل استیک یکی از بهترین الگوها­ی مورداستفاده در رفتار قیمتی و نیز تحلیل تکنیکال قیمت ارزهای مختلف می­باشد.

هر شمع (کندل) از یک بدنه اصلی و دو سایه قیمتی تشکیل شده­است.

سایه بالایی حد بالای قیمت، و سایه پایینی حد پایین قیمت را مشخص می­کند. بدنه اصلی شمع نیز محدوده باز و بسته شدن قیمت را نشان می­دهد.

به بیان ساده تر، زمانی که یک کندل شروع به شکل گیری می­کند، ممکن است نوسان زیادی را در طول روز (در صورت استفاده از تایم فریم روزانه) تجربه کند. بالاترین قیمتی که یک کندل توسط سایه بالایی نشان می­دهد، قیمت اوج نامیده می­شود و همچنین پایین­ترین قیمتی که سایه پایینی مشخص می­کند، به عنوان قیمت کف شناخته می­شود.

حال اگر قیمت بسته شدن کندل کمتر از قیمت بسته شدن کندل قبلی باشد، رنگ آن قرمز بوده و زمانی که قیمت بسته شدن کندل، بیشتر از قیمت بسته شدن قیمت کندل قبلی باشد، رنگ آن سبز خواهد بود.

به عبارت دیگر، رنگ کندل­ها نشانه نزول و یا صعود قیمت است که پس از نوسان در یک روز مشخص شده­است. این نوسان قیمتی موجب تغییر اندازه بدنه و سایه و به طور کلی شکل کندل می­شود که الگوهای متنوع کندلی را به وجود می­آورد. این اشکال مختلف یکی از مهم­ترین المان­های تحلیل رفتار قیمت است که به وفور در طول یک نمودار یافت می­شود.

انواع الگوهای شمعی در پرایس اکشن

همان طور که پیش‌تر نیز گفته شد، الگوهای متنوعی از شمع­ها در طول یک نمودار شکل می­گیرند که هرکدام معنی و مفهوم منحصربه فردی را مشخص می­کنند. این الگوها به طور مداوم در نمودارهای شمعی ژاپنی تکرار می­شوند که در ادامه برخی از انواع آن معرفی خواهد شد.

الگوهای شمعی بر اساس تعداد کندل های تشکیل دهنده آن به سه دسته یک کندلی (مثل کندل دوجی)، دو کندلی (مثل الگوهای پوشاننده صعودی و نزولی) و سه کندلی (مثل سه سرباز سفید) تقسیم می‌شوند که در اینجا نمونه هایی از هریک از این انواع توضیح داده شده است.

انواع الگوهای شمعی در پرایس اکشن

اما بر اساس کارکرد و موقعیت رخ دادن هریک از الگوهای شمعی می‌توان آنها را به سه دسته الگوهای صعودی، نزولی و خنثی تقسیم کرد. دسته اول الگوهایی هستند که در صورت پدیدار شدنشان می‌توان آغاز و یا ادامه روند صعودی را پیش بینی کرد. انواع رایج این الگوهای صعودی عبارت‌اند از: چکش، چکش وارونه، قرقره صعودی، پوشاننده صعودی، هارامی صعودی، ستاره صبحگاهی، سه سرباز سفید، ساندویچ پوشاننده صعودی، و …

الگوهای نوع دوم، نشان دهنده احتمال شروع و ادامه روند نزولی هستند. از معروف ترین این الگوها می‌توان به دارآویز، ستاره عصرگاهی، سه کلاغ سیاه، هارامی نزولی، پوشاننده نزولی، دوجی سنگ قبر، قرقره نزولی، ستاره دنباله دار و … اشاره کرد.

دسته سوم هم الگوهایی را در برمی‌گیرد که اطلاعات خاصی درباره روند نشان نمی‌دهند و برای پیش بینی باید به اطلاعات دیگر و کندل های بعدی تکیه کرد. از این جمله می توان به الگوهای قرقره، دوجی، هارامی اشاره نمود.

در اینجا ما فقط به معرفی سه مورد از انواع مختلف این الگوها پرداخته‌ایم. سایر الگوهای کندلی در مقاله دیگری به طور مفصل معرفی خواهند شد.

کندل دوجی

الگوی کندل دوجی زمانی شکل می­گیرد که قیمت باز و بسته شدن بسیار به هم نزدیک باشند و بدنه کوچکی را شکل بدهند.

در کندل دوجی، تفاوت چندانی در باز و بسته شدن قیمت وجود ندارد. این کندل که به عنوان کندل غیرقابل تصمیم­گیری نیز شناخته می­شود، نشان دهنده عدم تمایل جدی بازار برای ورود و یا خروج از معاملات است.

به بیان دیگر، این کندل نشان می­دهد که هیچ یک از خریداران و فروشندگان در بازار قانع نشده­اند و بهترین تصمیم، عدم ورود به معامله و انتظار برای شکل گیری الگوهای دیگر کندلی است. وجود این کندل در میانه روند نیز می­تواند نشان دهنده رنج یا درجازدن قیمت باشد.

کندل چکشی

کندل چکشی (Hammer) دارای سایه پایینی بسیار بلندی است که معمولاً در پایان یک روند نزولی اتفاق می افتد، اگرچه ممکن است این کندل در میانه یک روند نیز مشاهده شود.

در استفاده از این الگو رنگ کندل دارای اهمیت نیست و تنها تشخیص شکل آن موردتوجه معامله گران قرار می­گیرد. این الگو نشان دهنده پایان سلطه فروشندگان بر خریداران است که می­تواند سیگنال مناسبی برای پایان یک روند نزولی باشد.

از کندل­های چکشی به عنوان الگوهای برگشتی نیز یاد می­شود. به بیان ساده­تر، تشکیل یک کندل چکشی در میانه یک روند صعودی می­تواند به معنی بازگشت روند باشد.

کندل پوشاننده صعودی و یا نزولی

این الگو زمانی مطرح می­شود که بازار با تقاضای قابل توجهی روبه­رو می­شود.

الگوی پوشاننده صعودی، یک کندل تکمیل شده است که تمام کندل قبل از خود را پوشش داده است. همان طور که در تصویر مشخص است، کندل سفید رنگ یک کندل پوششی است چراکه تمام اجزاء کندل قبل از خود را پوشش داده است. این الگو یک سیگنال ورود به معامله و یا خرید یک دارایی است.

حال اگر این الگو در محدوده یک خط حمایتی تشکیل شود، می­توان تأیید دیگری برای شروع یک روند صعودی و ورود به معامله نیز باشد. همچنین اگر کندل پوششی، یک کندل قرمزرنگ نزولی باشد، به آن کندل پوششی نزولی گفته می­شود.

کندل ماروبوزو (Marubozu) نیز کندل پوششی بسیار قدرتمندی است که دارای بدنه بسیار بزرگ و بدون سایه بالایی و پایینی می­باشد.

معمولاً دو تا سه کندل بعد از ماروبوزو که در نمودار شکل می­گیرند در مسیر روند این الگو خواهند بود. به بیان ساده­تر، تشکیل ماروبوز صعودی نشان دهنده شروع یک روند صعودی قدرتمند می­باشد. همچنین اگر این کندل به صورت نزولی تشکیل شود، می­تواند نشان دهنده شروع یک روند نزولی در قیمت باشد.

الگوی سه سرباز سفید

اگر در نمودار شمعی ژاپنی سه کندل در یک روند مشخص یکی پس از دیگری شکل بگیرند، الگوی سه کندلی یا سه برادر قابل مشاهده خواهد بود.

این الگو در شرایطی تأیید می­شود که هیچ یک از کندل­ها به محدوده کندل قبل تجاوز نکند و یا مقدار آن بسیار محدود باشد.

اگر بدنه شمع دوم بلندتر از شمع اول باشد این الگو سیگنال مطمئن‌تری برای اتمام روند نزولی ارائه می‌کند. شکل گیری پی در پی الگوی سه کندلی، تأیید قابل اتکایی برای ادامه روند صعودی است. این الگو سیگنال خرید مناسبی برای معامله گرانی است که در میانه یک روند قصد ورود به معامله را داشته باشند.

استراتژی های معاملاتی بر اساس پرایس اکشن

ضرورت استفاده از الگوهای کندلی در راهبرد معاملاتی پرایس اکشن، می­تواند تا حد زیادی موجب رضایت سرمایه­گذاران و کسب سود معامله گران بازارهای مالی باشد.

علاوه بر شناخت الگوهای کندلی مختلف، تعیین سطوح مقاومتی و حمایتی مبتنی بر رفتار قیمت نیز فاکتور مهم دیگری در استفاده از استراتژی معاملاتی بر اساس رفتار قیمت است. بنابراین، یکی از بهترین روش­های معاملاتی بر اساس رفتار قیمت، تشخیص الگوهای کندلی در محدوده­های حمایتی و یا مقاومتی در نمودار شمعی ژاپنی است. همچنین می­توان بر اساس الگوهای کندلی مختلف، این نقاط حمایتی و مقاومتی را مشخص کرد که موجب شکل گیری الگوهای کلاسیک قیمتی می­شوند.

1.معامله با استفاده از خط روند

به عنوان مثال، از برخورد سایه کندل­ها به یک محدوده می­توان یک ناحیه مقاومتی، حمایتی و یا یک خط روند را ترسیم کرد.

معامله با استفاده از خط روند

اگر در یک روند صعودی بتوان حداقل دو کف ایجاد شده توسط کندل­ها را با یک خط به هم متصل کرد، خط روند به وجود می­آید. این خط روند مانند یک ناحیه حمایتی عمل می­کند، به عبارت دیگر، شکست این خط روند صعودی به طرف پایین می­تواند یک سیگنال نزولی قابل اتکا باشد.

همچنین اگر برای ترسیم خط روند در یک روند نزولی از دو اوج قیمتی کندل­ها استفاده شود، خط روند نزولی به وجود می­آید که مانند یک خط مقاومتی عمل می­کند. خط روند نزولی معمولاً کمتر از خط روند صعودی توسط تحلیلگران تکنیکال در بازار مورداستفاده قرار می­گیرد. برای اطلاعات بیشتر مقاله روند دوست شماست! را مطالعه نمایید.

2.معامله با استفاده از کانال قیمت

معامله با استفاده از کانال قیمت

همان طور که در تصویر مشاهده می­کنید، از طریق وصل کردن قیمت­های کف کندل­هایی که در یک محدوده قیمتی شکل‌گرفته‌اند، یک خط حمایتی ترسیم شده است. همچنین اوج­های قیمتی نیز به ترسیم خط مقاومتی کمک کرده است، ترسیم این دو خط تنها بر اساس رفتار کندل­ها، یک کانال قیمتی را مشخص می­کند که می­تواند باعث بهینه سازی معاملات سرمایه­گذاران شود.

در تحلیل این کانال گفته می­شود:

اگر کندل­ها خط پایین کانال یا همان خط حمایت قیمت را بشکنند و در زیر آن تشکیل شوند، نشان دهنده احتمال شروع یک روند نزولی تا خط حمایتی بعدی در پایین­تر است. همچنین اگر کندل­ها خط بالایی کانال قیمتی را بشکنند و در بالای آن شکل بگیرند، احتمال شروع یک روند صعودی را مشخص می­کند.

سقف و کف این کانال قیمتی نیز می­تواند تارگت­های مناسبی برای معامله گران کوتاه مدت بازار باشد، چراکه با استفاده از الگوهای کندلی که قبلاً توضیح داده شد، می­توان حرکت قیمتی درون این کانال را تا حدودی پیش ­بینی کرد.

اگر حرکت قیمت در درون کانال را از سمت چپ به راست مشاهده کنید، قیمت ابتدا به خط پایینی کانال برخورد کرده است و این خط به خوبی به عنوان یک سطح حمایتی عمل کرده است. سپس قیمت از خط پایینی کانال، رو به بالا رفته و پس از طی کردن یک روند صعودی کوتاه، دوباره به خط پایینی کانال برخورد کرده است.

این برخوردهایی که معمولاً مدت زمان کمی به طول می­ انجامند ریتست یا همان تست دوباره خط حمایتی نامیده می‌شوند. حال اگر در این ریتست، در محل برخورد دوم کندل­ها به خط پایینی، یک کندل چکشی دیده شود، سیگنال حرکت قیمت به سمت حد بالای کانال را ارسال می­کند.

به بیان ساده ­تر، تشخیص الگوی چکش روی خطوط حمایت و مقاومت، نشان دهنده عملکرد موفقیت­آمیز این خطوط است و احتمال بازگشت قیمت را نشان می­دهد. از نظر تحلیل بنیادی، آنچه که موجب ایجاد الگوی چکش در نمودارهای شمعی ژاپنی می­شود، این است که فروشندگان ضعیف شده و خریداران بر بازار مسلط شده­اند.

حال اگر کمی بیشتر در تصویر از سمت چپ به راست ادامه دهیم، یک شکست کوتاه مدت در ناحیه بالای کانال قیمتی مشاهده می­شود. با این که خط مقاومتی بالای کانال توسط کندل نسبتاً قوی صعودی شکسته شده­است، اما در مرحله ریتست مجدداً قیمت به درون کانال بازگشته است. آنچه که این اتفاق را از نظر تحلیل قیمتی توجیه می­کند، این است که تقاضای کافی برای ادامه روند صعودی بعد از شکست خط حمایتی وجود نداشته است. به بیان دیگر، فروشندگان مجدداً کنترل بازار را در اختیار گرفته­اند.

در برخورد بعدی قیمت به خط بالای کانال قیمتی، این خط مقاومت کرده و در ادامه ریتست آن نیز شکست خورده است. به عبارت دیگر، قیمت در برخورد دوم بازهم نمی‌تواند این خط حمایتی را به سمت بالا بشکند.

اگر در این مرحله یک کندل چکشی نزولی نیز مشاهده شود، با احتمال بسیار زیادی می­توان شروع یک روند نزولی تا حد پایین کانال قیمتی را انتظار داشت. در ادامه نیز این الگوها تکرار شده و قیمت در کانال نوسان می­کند.

  1. معامله با استفاده از الگوهای کلاسیک

حال اگر در بررسی خطوط روند در تحلیل رفتار قیمت، به الگوهای مثلثاتی متنوعی نیز پرداخته شود به این نوع تحلیل، تحلیل بر اساس الگوهای کلاسیک نیز گفته می­شود. به طور مثال به تصویر زیر توجه کنید:

معامله با استفاده از الگوهای کلاسیک

همان طور که در تصویر مشخص است، می­توان با ترسیم خطوط روند نزولی و صعودی در نمودار قیمتی، نواحی مهم الگوهای متنوع پرایس اکشن را مشخص کرد. الگوهای کلاسیک که با توجه به رفتار قیمت در طول چندین دوره تشکیل می­شوند، می­توانند به شکل مناسب­تری مورداستفاده تحلیل­گران رفتار قیمت قرار بگیرند.

در تصویر بالا، با ترسیم خطوط روند نزولی و صعودی که با وصل کردن سقف و کف­های قیمتی کندل­ها به وجود آمده است، یک الگوی مثلثی شکل گرفته است. در تحلیل این شکل می­توان بر اساس آنچه که در تحلیل کانال گفته شد، عمل کرد.

تفاوت این الگو با آنچه که پیش‌تر مورد بررسی قرار گرفت در این است که در انتهای الگو یا همان نوک مثلث می­توان احتمال بیشتری از شروع یک روند را در نظر داشت. به بیان ساده­تر، احتمال شکست ناحیه مهم قیمتی در انتهای این الگو بیشتر از سایر نقاط است.

علاوه بر الگوی مثلث، الگوهای متنوع دیگری در بازار به طور پیوسته در حال شکل­ گیری­ اند.

الگوی پرچم نیز یکی از الگوهای پرکاربرد در ترکیب با استراتژی پرایس اکشن می­باشد.

با توجه به تصویر بالا می‌بینیم که قیمت پس از تجربه یک موج صعودی قدرتمند در حالت رنج یا خنثی قرار گرفته است. اگر موج صعودی شکل گرفته را به عنوان میله یک پرچم در نظر بگیریم، حالت خنثای بازار که در ادامه شکل گرفته است الگوی پرچم را کامل می­کند.

در تحلیل این الگو گفته می­شود، اگر قیمت بتواند حالت رنج را پشت سر بگذارد و الگوی خنثی را به طرف بالا بشکند، احتمالاً به اندازه میله آن دوباره صعود خواهد کرد. شکست الگوی خنثی توسط کندل­های پوششی می­تواند تحلیل دقیقی از شروع یک روند صعودی توسط رفتار قیمتی ارائه دهد.

به طور مثال، شکست الگوی خنثی توسط یک کندل ماروبوزو و نیز وجود کندل­های پوششی می­تواند سیگنال خرید بسیار مناسبی برای معامله­گرانی باشد که از روش پرایس اکشن در ترکیب با الگوهای کلاسیک استفاده می­کنند.

نکته مهم:

بسیاری از اندیکاتورها و اوسیلاتورهایی که در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی، مورداستفاده معامله­گران و تحلیل­گران قرار می­گیرند، از همین الگوهای کندلی توسعه پیدا کرده­اند. تعداد زیادی از این اندیکاتورها، از میانگین نوسانات قیمتی در کندل­ها به وجود آمده­اند.

تفاوت پرایس اکشن و اندیکاتورها

الگوهای کندلی مورداستفاده در تحلیل رفتار قیمت بیشتر با توجه به رفتار معامله­گران بازار به وجود می­آیند. به بیان ساده­تر، تمایل به خرید یا فروش و یا حتی عدم تصمیم ­گیری سرمایه ­گذاران در بازار، می­تواند الگوهای متنوع کندلی را شکل بدهد.

علاوه بر بررسی رفتار قیمت که به اساس رفتار معامله­ گران انجام می­شود، می­توان با فرمول­ های متنوعی عوامل تأثیرگذار دیگری را نیز در بازار موردتوجه و بررسی قرار داد. به عنوان مثال می­توان علاوه بر تحلیل عرضه و تقاضا، با بررسی رفتار گذشت قیمت به رفتار احتمالی آینده آن نیز پی برد.

به بیان ساده ­تر، تحلیل رفتار قیمت یا همان پرایس اکشن برگرفته از اطلاعات حال حاضر در بازار می­باشد، در حالی که با در نظر گرفتن رفتار گذشته قیمتی و میانگین ­های متنوع می­توان رفتار قیمت در دوره ­های مشخصی از آینده را نیز حدس زد. این عمل توسط اندیکاتور­های متنوعی انجام می­شود. به طور کلی تفاوت اصلی پرایس اکشن و اندیکاتورها در توانایی پیش­بینی قیمت در آینده می­باشد.

به طور مثال در اندیکاتور ایچیموکو که از چهار المان اصلی تشکیل شده است، می­توان با بررسی 26 دوره گذشته قیمت یک رمزارز به رفتار قیمت 26 دوره آینده آن پی برد.

هرچند استفاده از اندیکاتورها به داشتن تجربه و شناخت کافی از بازار بستگی دارد اما می­توان با ترکیب استراتژی­های مختلف، تصمیمات بهتری در معاملات ارزهای دیجیتال گرفت.

اندیکاتورها معمولاً با در نظر گرفتن میانگین قیمتی در تایم فریم ­ها و دوره­ های مختلف و نیز ترکیب آن با میانگین ­های وزنی، تصویر علمی­ تری از بازار و قیمت را به معامله­ گران ارائه می­کنند. سرمایه ­گذاران با توجه به مفاهیم اندیکاتورها و تحلیل آنها می­توانند تا حدودی رفتار آینده قیمت را پیش ­بینی کنند.

ریسک­ها و یا مخاطرات موجود در رفتار قیمتی

این روش تحلیل اگرچه پایه و مبنای بسیاری از روش­های دیگر تحلیل تکنیکال می­باشد، اما همانند تمام روش­های تحلیلی دارای ریسک ­ها و نقایصی است که می­تواند تا حد نسبتاً زیادی، تصمیمات معامله­گران را تحت تأثیر قرار دهد و باعث از دست دادن سود و یا ضررهای پیاپی در سرمایه­گذاری شود.

یکی از ایرادات پرایس اکشن و یا رفتار قیمت این است که این روش مسائل کلان را در نظر نمی­گیرد و فقط به میزان عرضه و تقاضا توجه می­کند. به همین دلیل در بازارهای کم عمق که وجود نهنگ ­های بازار بسیار محتمل است، استفاده از این روش توصیه نمی­شود.

همان طور که گفته شد، اصلی­ ترین فاکتور محاسباتی در تشکیل الگوهای کندلی، میزان عرضه و تقاضا در بازار است. حال اگر یک نهنگ که بخش عمده ای از بازار را در اختیار دارد، تصمیم خرید و یا فروش در بازار را داشته باشد، تمام بازار تحت تأثیر قرار می­گیرد و در نتیجه پرایس اکشن نیز حرکت­های غیرمعمولی از خود نشان می­دهد.

علاوه بر این، در پرایس اکشن هیجانات روانی می­تواند بسیار تأثیرگذار باشد. استفاده از این روش نیازمند تجربه و مطالعه بسیاری است که مستلزم گرفتن بک تست از نمودارهای مختلف می­باشد.

منابع:

https://www.thebalance.com/what-is-price-action-trading-1031471

https://www.investopedia.com/terms/p/price-action.asp